دولتها و سازمانهای مسئول به دلایل زیر در روابط شهر و روستا از تخریب زمینهای کشاورزی و محیط های روستایی جلوگیری می‌کند:

الف-  در بعضی از کشورها تولیدات کشاورزی، بخش مهمی از صادرات را تشکیل می‌دهد و   در موازنه پرداختها سهم عمده ای دارد.

ب-  در بیشتر کشورها در سطوح ملی اقتصاد بسیاری از شهرهای کوچک به تولیدات کشاورزی منطقه نفوذ آنها وابسته است و در صورت از میان رفتن بخشی از زمینهای کشاورزی، اقتصاد شهرهای کوچک به سرعت آسیب پذیر می‌شود.

ج-  با اجرای این سیاست، محیط زیست ناحیه ای تخریب نمی گردد.

تاثیرات توسعه شهر در تولیدات کشاورزی و کاربری زمین

 رشد سریع شهرها تاثیرات بسیاری در کشاورزی ها و حوزه های روستایی اطراف شهرها برجای می‌گذارد. این تاثیرات، هم بر اثر تقاضاهای جدید و هم در نتیجه گسترش خدمات شهری، امکانات و زیرساختها که به گونه ای در هزینه تولید و توزیع مؤثر است، حاصل می‌شود. مطالعات انجام شده در آمریکای لاتین نشان می‌دهد گسترش حمل و نقل شهری و امکانات ارتباطی، نه تنها به توسعه شهرهای کوچک سبب میشود، بلکه زمینه ای برای یکپارچگی و به هم پیوستگی بازارهای این قبیل نواحی فراهم می‌آورد. احداث بزرگراهها امکان دسترسی تولیدکنندگان روستایی را به بازارهای شهری افزایش می‌دهد و روستاییان با وسایل جدید، مانند وانت بار و کامیون میتوانند تولیدات بیشتری به بازارها حمل کنند. بازرگانان نیز می‌توانند به همه روستاها سر بزنند و بیشتر خرید کنند. با احداث بزرگراهها نه تنها کارکرد بازارهای شهری به موزه های روستایی منتقل می‌شود، بلکه روابط تجاری بین روستاهای یک ناحیه نیز افزایش می‌یابد.

در بیشتر موارد، کاربری زمینهای روستایی تحت تاثیر تقاضاهای بازار شهری قرار می‌گیرد و مزارع اطراف شهرها به باغهای میوه تبدیل می‌شوند، یا نوع محصول بر مبنای تقاضای بازار شهر تغییر می‌یابد. البته در افزایش تقاضا و نوع تقاضا، توسعه شهر و جمعیت پذیری آن بسیار موثر است. مثلا" ممکن است در برابر تقاضای بازارهای شهری، مزارع مجاور شهرها به کشت سبزی و کمربند دوم ناحیه به کشت علوفه اختصاص یابد که برای دامداری و تولیدات لبنی ضروری است و بعد از آن یعنی در کمربند سوم کشت حبوبات و انواع دانه ها به عمل آید.

توسعه شهر و جمعیت پذیری آن، نوع و تقاضای شهری را دگرگون می‌سازد و این امر در کاربری زمین، نوع محصول، افزایش محصول و تغییر کشت و حوزه های روستایی مجاور شهرها تاثیر می‌گذارد. با توسعه شهر ممکن است بسیاری از زمینهای قابل کشت مجاور شهرها، زیر پوشش ساختمانها و راههای شهری اختصاص می‌یابد. در این صورت کمربند کشت سبزی عقب کشیده می‌شود و جای کمربند کشت علوفه را می‌گیرد. حبوبات و انواع دانه ها نیز در زمینهای دورتر کشت می‌شود. نمونه آن، توسعه شهر لاهور بین سالهای ۱۹۴٠-١۹۷٠ است.

زمانی که شهر بر اثر عوامل اجتماعی – اقتصادی توسعه می‌یابد، کشاورزان اطراف شهرها برای افزایش محصولات علاقه نشان می‌دهند، زیرا منتظرند زمینهای خود را چند برابر قیمت آن به افراد، شرکتها و کارخانه ها بفروشند. از طرفی ایجاد تاسیسات جدید شهری در مجاورت زمینهای کشاورزی از طرف دولت و شهرداری ها، باعث می‌شود کشاورزان به سرنوشت آینده زمین خود اطمینان نداشته باشند و در نتیجه تولید محصول نیز کاهش می‌یابد.