اَنگزدن یا برچسب زنی
«دورکیم» در مباحث جامعه شناختی میگفت که شما برای اداره یک جامعه یا
یک اجتماع، لازم است تقسیمبندیهایی ایجاد کنید. معروفترین نظریه دورکیم
همان تقسیمکار اجتماعی است. دورکیم تقسیمکار اجتماعی را خیلی دو پایه
می دید و دوگانه تعریف میکرد . دوگانه مقدس و نامقدس. دورکیم میگوید:
مسئولان جامعه، برای اداره جامعه ناگزیرند که افراد را به دزد و پلیس تقسیم کنند.
گناه و خلاف و انحراف باید باشد تا ثواب و کار درست و بهراه راست بودن را بتوان
تشخیص داد.
اَنگ، برچسب و تهمت، به معنی از ما راندهشدن است. این روش در عرصه بین المللی،
ملی، محلی و حتی خانواده روشی مؤثر برای از میدان بهدرکردن رقیب بوده است.
به تعبیر گافمنی با اَنگی که میزنی بهوسیله مطبوعات، تفسیر، خبر، تلویزیون و سینما
به واسطه قدرتیکه داری این امکان را پیدا میکنی که برچسب و اَنگ بزنی. همینطور
با این روش در محله، یا خانواده، اتهام میزنی، فردی را لکه ننگ میدانی، میتوانی او را
از دایره رقابت بیرون کنی.
![]()
● آیا همه انگها به یک گونهاند، یا اینکه متنوعند؟
به تعبیر گافمنی اَنگ به معنای واکنش افراد دیگر جامعه به هویت مخدوش شده یک نفر
است ،یعنی تا زمانیکه شما هویت خود را از جمع، جامعه و فرهنگ میگیری، انگی
نمیخوری. اگر قدری از هویت جمعی فاصله گرفتی و خواستی هویت جدیدی را برای
خودت تعریف کنی و عمل دیگری انجام دهی؛ عملی که مطابق «با» نیست،مورد
اَنگ زنی قرار میگیری.
امکان دارد انگ زدن به رفتار یا شهرت کسی باشد که میخواهند او را از اعتبار بیندازند.
● چه عواملی شرایط انگزنی را مهیا میکند؟
گرهارد فورد معتقد است انگها به دو دسته اند: برخی انگها ذاتی است،
مانند کسیکه
فلج است و این انگ برای آن
فرد همیشه وجود دارد. دسته دیگر انگهای اکتسابی است،
مانند کسیکه معتاد میشود.
در طبقه بندی انگها هم مدلهای مختلفی وجود دارد مانند آدم خوب و آدم بد. اَنگ
براساس باورهای فرهنگی زده میشود، مانند فردی که نوع دیگری از اعتقادات را دارد
و انگ میخورد.
گاهی وقتها انگ گروهی و بهصورت اقلیت و اکثریت است که دستهبندی ما و دیگران را
ایجاد میکند، گاهی وقتها هم کسانی انگ میخورند که موقعیت اجتماعی خود را از
دست بدهند، یعنی فرد شأن اجتماعی اش را از دست میدهد و بهراحتی
دچار انگ میشود.
دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟