کاش کسی یاد معلم ها می داد :



کاش کسی یاد معلم ها می داد :



اول مهر شغل پدر‌ها را نپرسند ؛


وقتی هنوز احترام به همه‌ی شغل ها را



و افتخار به همه‌ی پدر‌ها را یاد دانش آموزانشان نداده‌اند !


حالا قصه ی چشمان یتیمی که نم می‌خورد ، بماند …

***************

سال تحصیلی جدید بر همه معلمین و دانش آموزان عزیز مبارک

تست هوش انشتين


اين مساله رو انشتين تو قرن نوزده مطرح کرده و گفته 98 درصد مردم دنيا قادر به حل اون نيستند.

ممکنه ظاهر مساله خسته کننده باشه ولي در باطن اينطور نيست.

سعي کنين حتما حلش کنين ببينين چقدر استنتاجتون قويه.....

مساله:

1- در يک خيابون 5 خونه وجود داره که با پنج رنگ متفاوت رنگ شدن.

2- تو هر خونه يه نفر با مليت متفاوت با بقيه زندگي ميکنه.

3- هر کدوم از 5 صابخونه يه نوشيدني متفاوت, يه مارک سيگار متفاوت دوست داره

و يه حيوون متفاوت تو خونه نگهداري ميکنه

سوال اينه که کي تو خونه ماهي نگهداري ميکنه با اين شرطها که:

1- انگليسه خونه اش قرمزه

2- سوئديه تو خونه سگ نگه ميداره

3- دانمارکيه چاي دوست داره

4- خونه سبز رنگ سمت چپ خونه سفيده

5- صاحب خونه ي سبز رنگ قهوه دوست داره

6- کسي که سيگار پالمال ميکشه پرنده نگهداري ميکنه

7- صاحب خونه زرد رنگ سيگار دانهيل ميکشه

8- مردي که تو خونه وسطي زندگي ميکنه شير دوست داره از نوشيدني ها(نه حيوونا)

9- نروژيه تو اولين خونه زندگي ميکنه

10- مردي که بلندز ميکشه همسايه اونيه که گربه نگهداري ميکنه

11- مردي که اسب نگهداري ميکنه همسايه مرديه که دانهيل ميکشه

12- مردي که بلو مستر ميکشه ماءالشعير دوست داره

13- آلمانيه سيگار پرنس ميکشه

14- نروژيه همسايه اونيه که خونه اش آبيه

15- مردي که بلندز ميکشه همسايه اي داره که آب دوست داره بين نوشيدنيها.

**********

جواب در ادامه مطلب

ادامه نوشته

کش تنبان!!!

اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ایی

دارند و در سطوح بالاي مديريتي ، اقتصادي و... قراردارند ببینید:

کش تنبانشان!! به کجا گیر کرده

****************

داستان:

يارو نشسته بوده پشت بنز آخرين سيستم، داشته صد و هشتاد تا توي اتوبان

ميرفته، يهو ميبينه يك موتور گازي ازش جلو زد! خيلي شاكي ميشه، پا رو ميگذاره

رو گاز، با سرعت دويست از بغل موتوره رد ميشه.

يك مدت واسه خودش خوش و خرم ميره، يهو ميبينه موتور گازيه ازش جلو زد!

ديگه پاك قاط ميزنه، پا رو تا ته ميگذاره رو گاز، با دويست و چهل تا از موتوره جلو ميزنه.

همينجور داشته با آخرين سرعت ميرفته، يهو ميبينه موتور گازيه مثل تير

از بغلش رد شد!!

طرف كم مياره، راهنما ميزنه كنار به موتوريه هم علامت ميده بزنه كنار.

خلاصه دوتايي واميستن كنار اتوبان، يارو پياده ميشه، ميره جلو

موتوريه، ميگه: آقا من مخلصتم، فقط بگو چطور با اين موتور گازي از من جلو زدی؟!

موتوريه با رنگ پريده، نفس زنان ميگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بيامرزه واستادي

آخه ... كش شلوارم گير كرده به آينه بغلت.

سکوت



سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف، یعنی تمرین

برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض.

هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست.

سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.


سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون.

سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.

بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار،

به اسم حق السکوت، می فروشانند.

سکوت، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکوتی ندارد.

بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند.

آدم، بسیاری حرف ها را که می شنود، آرزو می کند کاش بشر گنگ و ساکت بود.

وقتی خدا بخواهد فساد کسی را برملا کند، نعمتِ سکوت را از او سلب می کند.

سکوتِ قاضی، رعب آورترین سکوتِ زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری.

زیر زمین خانه های قدیمی تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکوتِ ترشی سیر،

انار خشکیده، سرکه ی انگور، عروسک ها و دوچرخه دوران بچگی است.

غیرقابل درک ترین سکوت، متعلق به معلم ادبیات پیری است که، شاگرد قدیمش

را در حال غلط خواندن گلستان سعدی از تلویزیون می بیند.

آزار دهنده ترین سکوت، وقتی است که دروغ می گوئی و مخاطبت در سکوتی سنگین

فقط نگاه می کند.

بعضی، بلدند با تمام وجود مدت ها ساکت باشند، حیف که زبانشان آخر همه

را به باد می دهد

آدم های ترسو، برای فرار از سکوت، با خود حرف می زنند.

سکوت، خیلی خیلی خوب است، اما نه هر سکوتی.

بعضی، قادرند تا لحظه مرگ، سکوت کنند، به شرطِ آنکه حق السکوتِ قابلی

در قبالش گرفته باشند.

در آخرت، تو را به خاطر حرفهای نسنجیده، ممکن است مجازات کنند،

ولی سکوتِ بی جایت را، هرگز نمی بخشایند.

سکوت را با هر چیزی می شود شکست، ولی با هر چیزی نمی توان پیوند زد.

سکوت، حتی از نوع مطلق اش در نهایت شکستنی است.


دفاترِ سفید و بی خطِ نو، مثل نوارِ خام، مملو از سکوتند.


قطعاً یکی از راههای تحمل ِزندگی، پناه بردن به سکوت است.

آدم های خسیس، ممکن است بی بهانه حرف بزنند، ولی بی بها، سکوت نمی کنند.

سکوت؛ در آن می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید. در او

می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکوت است که می توان فاصله ها

را با گوهر خیال، پیوند داد

راستی چه زیباست سکوت؛ این واژه پر از فریاد ...

سبک های ارتباطی



به شیوه ها و روش هایی که ما برای تامین خواسته ها ، نیازها و احساسات خود


استفاده می کنیم«سبک های ارتباطی » می گویند.


شیوه های ارتباط:


1 .  انفعالی رفتارکردن: یعنی ابراز نکردن نیاز ها و احساسات و نظرات خود یا ابراز آنها


به نحوی بسیار ضعیف به طوری که دیده نمی شوند. مثل موقعی که کسی ما را


مسخره می کند و ما اگر چه ناراحت میشویم ولی چیزی نمی گوییم


2 . رفتار پرخاشگرانه: در این شیوه فرد برای خواسته ها و نیاز های خود با گرفتن


حق خود رفتار تهاجمی و پرخاشگرانه نشان می دهد . او با تهدید ، تمسخر ، تحقیر


یا حتی آزار جسمانی موجب  ناراحتی دیگران می شود. رفتار پرخاشگرانه گاهی


کاملاً آشکار  هست مثل داد و فریاد و  یا پرت کردن شیء و گاهی با رفتار های


غیر کلامی مانند نگاه تحقیر آمیز  و ...همراه هست.


3 . رفتار قاطعانه : شیوه ای است که به آن ابراز وجود هم می گویند.


در ابراز وجود ما خواسته ها ، نیاز ها و احساسات و نظرات خود را بدون ناراحتی


و اضطراب به شیوه ای صادقانه ، صریح و محترمانه بیان می کنیم  و می توانیم از


حقوق خود بدون پایمال کردن حقوق دیگران به طور قاطعانه دفاع کنیم.